على رفيعى
40
تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)
« وَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنى مِنَالْقَوْمِ الظَّالِمينَ » « 1 » را تلاوت مىفرمود ، « 2 » مدينه را ترك كرد تا انقلابى ديگر آغاز كند . « بَنى هاشم » - جز تعداد اندكى از دودمان « ابوطالب » - از همراهى حسين ( ع ) دريغ ورزيدند . از پيام امام ( ع ) به آنان كه : « هر كس به من بپيوندد شهيد مىشود و آنكه تخلّف ورزد به پيروزى ( وحكومت ) نخواهد رسيد . » « 3 » بر مىآيد كه آنان به اعلم به اينكه راه حسين ( ع ) راه شهادت است ؛ به طمع دنيا و رسيدن به حكومت از آن حضرت كناره گرفتند . امام ( ع ) بر خلاف « عَبْدُاللَّهِ بْنِ زُبَيْر » كه از بيراهه راهى مكّه شده بود ، راه اصلى مكّه را در پيش گرفت . پيشنهاد شد بهتر است از بيراهه برويم ، مبادا مأموران از پى برسند . امام ( ع ) نپذيرفت و فرمود : « از راه اصلى جدا نخواهم شد تا آنچه را كه خداوند خواهد انجام دهد . » « 4 » امام حسين ( ع ) با كاروان جهاد ، شهادت و اسارت ، پس از پيمودن پنج شبانه روز راه ، شب جمعه ، سوّم شعبان - سالروز ولادت خويش - وارد مكه شد تا از نو حياتى بيابد ، حياتى ابدى و جاودانه و به حيات او ، اسلام را ميلاد و حياتى تازه آغاز گردد . امام ( ع ) چون به مكّه رسيد اين آيه را خواند :
--> ( 1 ) - قصص ، آيهء 21 . يعنى موسى از مصر با حال ترس و انتظار بيرون رفت و گفت : پروردگارا ! از اين قوم ستمگر نجاتم بخش . ( 2 ) - الارشاد ، ص 202 . ( 3 ) - اللهوف ، سيد بن طاوس ، ص 28 . ( 4 ) - الارشاد ، ص 202 . ممكن است يكى از علتهاى انتخاب راه عمومى اين باشد كه امام ( ع ) در اين مسير با افراد بيشترى كه احياناً براى انجام عمره عازم مكه هستند ، ديدار مىكرد و آنها را در جريان قيام خود قرار مىداد .